السيد حامد النقوي
314
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
« قدح مولوى حيدر على در منتهى الكلام در تقدم صحيحين بر كتب ديگر » و فاضل معاصر در ( منتهى الكلام ) بسبب مزيد اضطراب ، و التهاب ، و اختلاج ، و انزعاج ، صبر و قرار بر اين همه خدمتگزارى مسلم و بخارى دست نداده ، باز هم آهنگ قدح صحيحين برداشته است ، چنان كه بعد عبارت سابقه بفاصلهء چند ورق گفته : مغلطهء خامسه آنكه مؤلف رساله مذهب محدّثين و مجتهدين را هر دو يكى دانسته ، و خيال نكرده كه در كتب معتمدهء حنفيّه كه اسامى بعضى از آن بر زبان قلم رفت ، هر دو مذهب را جدا جدا نوشتهاند ، از تتبع كتب و تصفّح مقالات ، چنان بوضوح مىگرايد كه ترتيبى كه اهل حديث در صحيحين مقرّر كردهاند ، و اين هر دو را بر ديگر كتب مقدّم داشتهاند ، بر السنهء اتباع مجتهدين ( بضرب من التقليد ) جارى مىشود ، و الّا از ائمّه اربعه چيزى در اين باب منقول نيست ، و چگونه تصوّر توان كرد و حال آنكه علم غيب خاصّهء الوهيت يا نزد شيعه از خواص امامت است ، پس اگر شخصى بعد تأليف اين كتب بپايهء اجتهاد مىرسيد ، و تمييز صحيح از سقيم نزد او مناط اعتبار مىشد ، و در باب جرح و تعديل بلا واسطه متوجه مىگشت ، ضرور نبود كه بر قرار داد شيخين در باب اخذ روايت مىرفت ، و مخالفت ايشان را به هيچ گونه مباح نمى دانست ، آخر اين بزرگان هم از جملهء بشر بودهاند ، اگر چه در تصحيح حديث بغايت قصوى كوشيده باشند ، سيّما محمد بن اسماعيل بخارى كه او در اين امور گوى سبق از اقران و امثال ربوده ، ليكن باز هم جاى اجتهاد مجتهدين باقى است ، مگر ياد ندارى كه در بارهء چندى از رواتش بعضى از علماء و فقهاء بحث